آن بالای روی تپه ماهور اسدآباد چمدان جانت را به خاک سپردیم و سفر جسمت دیگر تمام شد، سفری که همه ما را همه ما که تو را می شناختیم، در بهت برده بود. آن سه روز تلخ که به ما به اندازه ماهی یا سالی گذشت و تو از تخت آن بیمارستان کذا برنخاستی تا روی دو پایت قدم بزنی و دوباره به تحریریه بیایی و باز باهم گپ بزنیم.