در تاریخنگاری و جامعهشناسی معاصر ایران، نظریه «کنشگران مرزی» بهمثابه چارچوبی برای فهم تداوم حیات جامعه در مواجهه با دولتهای متمرکز شکل گرفته است. این نظریه بر نقش کلیدی میانجیگرانی تأکید میورزد که در فضای میان دولت و جامعه به نقشآفرینی پرداختهاند. بر این اساس، پرسش محوری آن است که این مفهوم در چه بستر نظری، تاریخی و اجتماعی تکوین یافته و به چه دلایلی مورد استقبال قرار گرفته است؟