لاک در کتاب اول، فصل ۴، بند ۲۴ به ما میگوید نظریهٔ اصول فطری پس از پذیرفتهشدن «آسودگیِ تنپروران از رنجِ کاوش را فراهم ساخت» و این نظریه متوقفکنندهٔ کاوش است که توسط کسانی به کار گرفته میشد که «ادعای استادی و معلمی داشتند» تا بهناحق بر ذهن شاگردان خود تسلط یابند. کاملاً مشخص است که لاک در اینجا ارسطوگرایان و اهل اسکولاستیک (مدرسیان) در دانشگاهها را مد نظر دارد. بنابراین، حملهٔ لاک به اصول فطری با «مرجعیتستیزی» (Anti-authoritarianism) او پیوند خورده است. این امر نمایانگر دیدگاه او دربارهٔ اهمیت کاوش آزادانه و خودبنیاد (مستقل) در مسیر دستیابی به حقیقت است.