نزاکت، در دست قدرتمندان حربهای است تا هرگونه اعتراض بیپرده یا بیان خشمگینانه فرودستان را به بهانه بیادبی، فقدان متانت و توحش از دایره مشروعیت خارج سازند. در برابر این انحصار، طبقات فرودست در محلهها و حاشیهها بازارهای زبانیِ موازی بنا میکنند که در آنها جسارت در ناسزاگویی و شکستن تعارفات بورژوایی، نوعی سرمایه منفی و نماد مردانگی یا سرکشی به شمار میرود؛ هرچند بوردیو هشدار میدهد که این مقاومت غریزی، در نهایت فرودستان را در همان جایگاه فاقدان صلاحیت گفتوگو تثبیت کرده و سلطه را دوام میبخشد.