در فضای ملتهب کنونی که تحرکات نظامی ایالاتمتحده و رژیم صهیونیستی در منطقه به اوج رسیده و از احتمال حملات زیربنایی و حتی احتمال بهکارگیری تسلیحات غیرمتعارف حکایت دارد، چرا جمهوری اسلامی ایران علیرغم آگاهی از این تهدیدات، از انجام یک «حمله پیشدستانه» همهجانبه علیه منافع و پایگاههای دشمن اجتناب میکند؟ آیا این رویکرد نشانهای از تعلل است یا بخشی از یک راهبرد کلان پیچیده؟ پاسخ به این پرسش را باید در درهمتنیدگی «عقلانیت سیاسی»، «محاسبات فنی نظامی» و «الزامات گذار تاریخی» جستوجو کرد.