ناکامی این تلاشها شاید بیش از هر چیز ناشی از سنگینی و سترگی کاری است که میبایست انجام شود و انسان ایرانی را در مسیر مدرنشدن و اینجهانیشدن قرار دهد و ملیت، مذهب و مدرنیته را در هم بیامیزد و یگانه و مجموع سازد و گفتاری را شکل دهد که امکان توسعهیافتگی را در مداری پایدار قرار دهد...گذر از این پیچ تاریخی، نه با جنگ خارجی و خشونتورزی داخلی و جابهجایی صرف قدرت سیاسی، بلکه با باور به ضرورت گذار به دموکراسی و اقتصاد آزاد و رقابتی با افزایش توانمندی و عاملیت انسان ایرانی -که رفاه و آسایش خود را در گرو صلح و آشتی با درون و بیرون میبیند و مانایی این سرزمین، ایران عزیز، آمال اوست- ممکن است؛ امید که چنین شود.