راسل تحلیل میکند که قدرتِ انقلابی ذاتا ناپایدار است؛ این قدرت یا پیروز میشود و خود به یک «سنتِ جدید» تبدیل میشود (مانندِ کلیسای کاتولیک پس از کنستانتین) یا در صورتِ مواجهه با مقاومتِ شدید و طولانی، ماهیتِ ایدئولوژیک خود را از دست داده و به سمتِ استفاده از زورِ عریان میل میکند...برتراند راسل میداند که میل به قدرت در نهادِ بشر شعلهور است و علم ابزارهایی ویرانگر به این میل بخشیده است. اما او به «خرد» و «همکاری» ایمان دارد. او مینویسد: «برای جهان امیدی نیست مگر آنکه بتوانیم قدرت را مهار کنیم .»