مرحوم حاج احمدآقا زنگ زده و آقاي گرجي را دعوت كرده بود. او هم هاج و واج مانده بود كه با من چه كار دارند؟ ايشان به دفتر امام رفته و با حالتي ميان شوخي و جدي پرسيده بود: «ميخواهند اعدامم كنند؟» احمدآقا خنديده و گفته بود: «نه! آقا ميخواهند از شما تقدير كنند.»