روسیه برای کسب منافع خود سفیر طالبان را پذیرفت/ کابل به شدت نیازمند همکاری و مشروعیت سیاسی است
رایزن پیشین ایران در افغانستان گفت: طالبان در حال حاضر با فقدان یک الگوی روشن برای حکمرانی مواجه است و حتی حضور کشورهای حامی نیز نتوانسته این خلأ را پر کند.
عبدالمحمد طاهری، رایزن پیشین ایران در افغانستان با اشاره به موافقت روسیه با پذیرش سفیر طالبان در مسکو در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: رفتار کنونی چین و روسیه نسبت به افغانستان، بهویژه در تعامل با طالبان، نشانهای از تغییری جدی در آرایش قدرتهای جهانی در منطقه است. در حالیکه قدرتهای غربی از جمله ایالات متحده و کشورهای اتحادیه اروپا، بهویژه پس از خروج آمریکا از افغانستان، در حال عقبنشینی یا دستکم اتخاذ سیاستی منفعلانه هستند، کشورهای شرقی با رویکردی عملگرایانه به دنبال تثبیت جایگاه خود در این کشور بحرانزده هستند. در این میان، طالبان که بهشدت نیازمند مشروعیت بینالمللی و همچنین حمایتهای اقتصادی و سیاسی است، به نوعی میان این بازیگران دست به معامله زده است. از نگاه برخی تحلیلگران، رویکردی که مسکو و پکن در حال حاضر در قبال طالبان و دولت مستقر در افغانستان در پیش گرفتهاند، متفاوت از سیاستهای سنتی کشورهای اروپایی است. در حالی که اروپاییها همواره مسائل حقوق بشری، آزادیهای مدنی و دموکراسی را بهعنوان پیششرط تعامل مطرح میکنند، چین و روسیه بیش از آنکه درگیر ارزشها باشند، بر منافع ملی خود تمرکز دارند و آنها هر جا که منافعشان اقتضا کند، انعطافپذیر عمل میکنند. به همین خاطر است که بهرغم مواضع اولیه مبنی بر عدم به رسمیت شناختن طالبان، بهمرور زمان قدمهایی در جهت پذیرش و حتی همکاری با این جریان برداشتهاند.
وی ادامه داد: در این زمینه، رفتار روسیه قابل توجه است. ابتدا چند سالی موضعی محتاطانه و خزنده داشت، ولی در نهایت، با در نظر گرفتن توازن منطقهای و نیاز به حضور در این معادله جدید، به اعزام سفیر رضایت داد. این تصمیم نشان از واقعگرایی در سیاست خارجی روسیه دارد، چراکه طالبان در موقعیتی قرار گرفته که بهشدت نیازمند روابط سیاسی با قدرتهایی نظیر روسیه است. از سوی دیگر، چین نیز که بهویژه از نظر اقتصادی و تجاری در افغانستان منافع گستردهای دارد، از همان ابتدا تعاملاتی با طالبان آغاز کرد. به نظر میرسد طالبان نیز در قبال این حمایتها، امتیازات قابل توجهی را به طرفین داده است که از واگذاری معادن به چینیها گرفته تا همکاریهای سیاسی با روسها را در بر میگیرد. نکته مهم اینجاست که طالبان با فقدان حامیان قدرتمند در صحنه بینالملل، به نوعی چارهای جز اتکا به پکن و مسکو ندارد. چین از جهت اقتصادی و تجاری برای افغانستان حیاتی است. روابط تجاری میان دو کشور از گذشته وجود داشته و مناطق کلیدی افغانستان، از جمله بازار کابل، همواره از فعالیتهای اقتصادی چینیها بهرهمند بودهاند. اما اکنون، پکن با الگوگیری از سیاستهای خود در کشورهای دیگر، قصد دارد نه فقط به صورت تجاری بلکه با در دست گرفتن کنترل مناطق خاص، جای پای خود را در افغانستان محکم کند. روسیه نیز تلاش دارد تا با بازی در زمین افغانستان، وزنهای در مقابل فشارهای اروپا و آمریکا ایجاد کند. البته این حضور همیشه با استقبال مردمی همراه نبوده است؛ چراکه بدنه جامعه افغانستان هیچگاه رویکرد مثبتی نسبت به روسیه نداشته و خاطرات تلخ اشغال شوروی هنوز در ذهنها زنده است. از این رو، بهرغم تلاشهای کرملین برای نفوذ مجدد، احتمال موفقیت کامل آن در میان افکار عمومی افغانستان پایین است.