در هیاهوی تکراری لغو کنسرتها که هر از گاهی فضای فرهنگی کشور را ملتهب میکند، داستان اخیر کنسرت عرفان طهماسبی در خوزستان، به یک مورد مطالعاتی پیچیده و چندوجهی تبدیل شده است. روایتی که در نگاه اول، تقابل آشکار یک هنرمند جوان با یک سیستم اداری سختگیر به نظر میرسید، با کمی تعمق و بررسی ابعاد پنهان ماجرا، لایههای عمیقتری از مسئولیتپذیری، حرفهایگری و چالشهای ارتباطی در دنیای هنر را آشکار میسازد.