یادداشتهای اسدالله علم: عرض کردم: گلدامایر ساعت ۷ صبح وارد شده و حالا خواب است. فرمودند: پیرزن عجیب قدرتی دارد. کی پیش من خواهد آمد؟ عرض کردم: همان طور که مقرر فرمودید، ساعت ۳ بعد از ظهر، فرمودند: ترتیب آن را بده. من با ارتشبد نصیری رئیس ساواک و گارد شاهنشاهی ترتیب را دادم از ساعت ۳ تا ۵٫۳۵ دقیقه شرفیاب بشود. از شرفیابی هم مستقیماً به فرودگاه رفت و به اسرائیل برگشت. آن وقت من نفس راحتی کشیدم.