چرا صنایع دستی هنر معاصر نیست؟
پرداختن به صنایع دستی به عنوان هنر معاصر یکی از خطاهایی است که در چند سال اخیر رایج شده و تکرار آن را می توان در عناوین نشستها، همایش ها و پوستر رویدادهای مختلف دید. مقوله ای که بیش از آنکه برآمده از درک نابجا از ماهیت هنری صنایع دستی باشد، برآمده از عدم درک درست نسبت به ماهیت و ذات هنر معاصر است. «حجتاله مرادخانی» پژوهشگر صنایع دستی و مدرس دانشگاه در این یادداشت با تاکید بر اینکه صنایعدستی هنر معاصر نیست به این مقوله پرداخته است.
اینکه هنوز بسیاری، معاصریت در هنر، را به زمان تقویمی ربط می دهند و همین تلقی را نسبت به آثار و رویدادها و پدیده های هنری نیز بسط می دهند. این چالش در عرصه صنایع دستی نیز به طور محسوس وجود دارد و تبدیل به گونه مد برای امروزی و پیش رو نشان دادن رویدادهای مختلف صنایع دستی شده است. و افراد بدون توجه به مبانی فلسفی و زیبایی شناسانه هنر معاصر به بحث در باره صنایع دستی به مثابه هنر معاصر، جایگاه صنایع دستی در هنر معاصر و مفاهیم و عناوینی از این دست می پردازند. مسئله ای که خود می تواند منشا کج فهمی های زیادی شود و نظیر آن در برخی از رویدادهای اخیر مانند دوازدهمین دوسالانه ملی هنر سرامیک ایران (زمستان 1403) به وضوح قابل مشاهده بود و این رویداد را با ماهیت اصلی خود، دچار تضاد و تناقض آشکار کرده بود.
هنر معاصر (Contemporary art) اصطلاحی است که عموماً به جریانات و آثار هنری خلق شده از دهه 1960 به بعد اشاره دارد، که تحت تاثیر نگرش جدید نسبت به هنر و گونه ای نقد نسبت به رویکردهای هنری مدرن شکل گرفت.