ارتباط محمدرضا پهلوی با مسئله فراماسونری در دوره پهلوی دوم را باید در ساختار مفهومی نوین با عنوان «نوماسونی» جستوجو کرد. نوماسونی اشاره به پیوند وثیقی دارد که به لحاظ مفهومی میان صهیونیسم و مبانی فراماسونری ایجاد میشود و محمدرضا در این سنتز نیز، بازیگر نقش اول و قابلی است. نوماسونها تلاش میکردند از طریق لژهای خود مسائل فرهنگی را با کمک فکری صهیونیستها، برجستهسازی کنند